ترجمه بخشي ازخطبه 161 نهج البلاغه
سفارش به تقوا و عبرت از گذشتگان
بندگان خدا شما را به ترسيدن از خدا و فرمانبردارى او سفارش مى كنم كه
نجات فردا و مايه رهايى جاويدان است. خدا آنگونه كه سزاوار بود شما را
ترسانيد، و چنانكه شايسته بود اميدوارتان كرد، و دنيا و بى اعتبارى آن و نابود
شدنى بودن و دگرگونى آن را براى شما تعريف كرد. پس از آنچه در دنيا شما
را به شگفتى وامى دارد روى گردانيد، زيرا كه مدت كوتاهى در آن اقامت
داريد، دنيا به خشم خدا نزديكترين و از خشنودى خدا دورترين جايگاه است.
پس اى بندگان خدا، از غم و اندوه و سرگرمى هاى دنيا چشم برگيريد زيرا
شما به جدايى و دگرگوني هاى امور دنيايى يقين داريد، و چونان دوست
مهربانى كه نصيحتگر و كوشا براى نجات رفيقش تلاش كند، خويشتن را از
دنيا دور نگهداريد. و از آنچه بر گذشتگان شما رفت عبرت گيريد، كه چگونه،
بند بند اعضاى بدنشان از هم گسست، چشم و گوششان نابود شد، شرف
و شكوه شان از خاطرهها محو گرديد، و همه ناز و نعمتها و رفاه ها و
خوشى ها پايان گرفت، كه نزديكى فرزندان به دورى و از دست دادنشان، و
همدمى همسران، به جدايى تبديل شد، ديگر نه به هم مى نازند، و نه
فرزندانى مى آورند، و نه يكديگر را ديدار مى كنند، و نه در كنار هم زندگى
مى كنند پس اى بندگان خدا بپرهيزيد، چونان پرهيز كسى كه به نفس خود
چيره، و بر شهوات خود پيروز، و با عقل خود به درستى مى نگرد، زيرا كه
جريان انسان آشكار، پرچم بر افراشته، جادّه هموار، و راه، روشن و راست
است.